ساریناسارینا، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 24 روز سن داره

دختر نازنینم سارینا

بهترین هدیه فراموش نشدنی روز مادر مامان فریبا

1391/8/7 15:38
نویسنده : مامی فریبا
140 بازدید
اشتراک گذاری

سلام دختر ناز نازی من امروز میخوام برات تعریف کنم که بهترین هدیه ای که در روز مادر گیرم اومد چی بود پس خوب گوش کن و خداکنه که بزرگ شدی مثل الانت داری هی توی شکمم لگد میزنی و تکون میخوری نباشی که تلافی این هدیه رو سر ت درمیارما شیطون خانومچشمک.مامان فریبات از آنجایی که خیلی نترسه ولی از آزمایش خون میترسه هر وقت میخواست بره خون بده باید حتما مادر بزرگ ملیحه رو با خودش میبرد وهمین که سوزن میدید میزد زیر گریه خلاصه تا اینکه خدا به مامان فریبا یه نی نی شیطون داد و ماجرا شروع شد ‚در روز 91.2.14 من آزمایش چکاب خون دادم و جواب بردم پیش دکتر و گفت احتمالا قندخونت بالاست و برای اینکه دچار دیابت حاملگی نشی باید آزمایش دیابت بدی یعنی 4بار باید آزمایش خون بدم از آنجاییم که میگن از هرچی بدت میادسرت میاد ما در روز 91.2.23یعنی روزشنبه صبح ناشتا همچین مثل شیر زن مامان فریبات رفت آزمایش سینا تا آزمایش دیابت بده چشمت روز بعد نبینه که بهش گفتن 4بار باید پشت سرهم به فاصله 1ساعت خون بدی که زنگ زدم به باباهادی گفتم بیا پیشم گفت جایی گیر افتادم نمیشه به مامان بزرگ ملیحه زنگ زدم اومد که 3 بار از دست چپم و1بار از دست راستم خون گرفتن تازه بین آزمایشها حالم بد شد باهادی باماشین اومد دنبالم باباهادی چقدر کیف میکرد که من باید 4 بار خون بدم  خلاصه این شد بهترین هدیه ای که روز مادر گرفتم.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)